العلامة المجلسي

170

حياة القلوب ( فارسي )

گردانيد با حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بزرگتر ملكي از ملائكهء خود را كه در شب وروز آن حضرت را بر مكارم آداب ومحاسن اخلاق مىداشت ومن پيوسته با آن حضرت بودم مانند طفلى كه از پى مادر خود رود وهر روز براي من علمي بلند مىكرد از اخلاق خود وامر مىكرد مرا كه پيروى أو نمايم ، وهر سال مدتي در كوه حرا مجاورت مىنمود كه من أو را مىديدم وديگرى أو را نمىديد ، وچون مبعوث شد به غير از من وخديجة در ابتداى حال كسى به أو ايمان نياورد ومىديدم نور وحى ورسالت را ومىبوئيدم شميم نبوّت را « 1 » . به سند معتبر منقول است كه : شخصي از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام پرسيد از تفسير آيهء إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَداً « 2 » فرمود كه : حق تعالى موكّل مىگرداند به پيغمبران خود ملكي چند را كه احصا مىكنند اعمال ايشان را وادا مىكنند بسوى ايشان تبليغ رسالت ايشان را ، وموكّل گردانيد به محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم ملكي عظيم را از روزى كه از شير گرفتند آن حضرت را كه ارشاد مىنمود آن حضرت را بسوى خيرات ومكارم اخلاق وبازمىداشت آن حضرت را از شرور ومساوى اخلاق وندا مىكرد آن حضرت را « السلام عليك يا محمد يا رسول اللّه » در هنگامى كه در سنّ شباب بود وهنوز به درجهء رسالت نرسيده بود ، پس گمان مىكرد كه صدا از سنگ وزمين صادر مىشود وكسى را نمىديد . ودر روايت ديگر از حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم فرمود : هرگز موافقت نكردم پيش از بعثت با أهل جاهليت در كارهائى كه ايشان مىكردند مگر دو مرتبه كه در شب آمدم كه گوش دهم بازى ايشان را ونظر كنم بسوى لعب ايشان پس حق تعالى خواب را بر من مستولى گردانيد كه نديدم ونشنيدم هيچ از لهو ولعب ايشان را پس دانستم كه خدا را خوش نمىآمد ، ديگر هرگز نظر به اعمال ايشان نكردم .

--> ( 1 ) . نهج البلاغة 300 ، خطبه 192 . ( 2 ) . سورهء جن : آيهء 27 .